راسل اکاف و برنامه ریزی آینده ساز

این نوشتار برگرفته از مقاله ای با عنوان چهار نگرش به برنامه ریزی نوشته راسل اکاف است که توسط آقای تقی ناصر شریعتی ترجمه و در نشریه تدبیر به چاپ رسیده است. از آنجا که یکی از بهترین مطالبی است که تا کنون خوانده ام و ارتباط آینده پژوهی و برنامه ریزی را روشن می کند، حیفم آمد آن را بازنشر ندهم. مخصوصا آنکه بسیاری از مدیران عطش آشنایی با آینده پژوهی و کاربردی کردن آن در سازمان ها و شرکت های خود را دارند. در ادامه بخوانید…

هنوز مدیران زیادی هستند که به برنامه ریزی اعتقادی ندارند. نگرش ها نسبت به برنامه ریزی بسیار متفاوت است، اما می توان آنها را در چهار نوع عمومی دسته بندی کرد: حال گرایی (INACTIVE)، گذشته گرایی (REACTIVE)، آینده گرایی (PREACTIVE)، و آینده سازی (PROACTIVE). این نگرش ها نزد هر فرد و یا سازمان به نسبت های مختلفی با یکدیگر ترکیب می شود و ترکیب حاصل، از زمانی که به زمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر خواهد کرد. به علاوه در هر زمان نگرش های بسیار متفاوتی نسبت به برنامه ریزی در هر سازمان وجود خواهد داشت. با این همه معمولاً یکی از این نگرش ها در افراد و سازمان ها بر دیگر نگرش ها غالب می شود. این چهار نگرش را می توان به رنگ های اصلی تشبیه کرد، آنها را می توان به گونه های مختلف با یکدیگر ترکیب کرد و گستره وسیعی از نگرش های ثانوی را بدست آورد که در پرتو شرایط متفاوت تغییر خواهد کرد. علیرغم تنوع ترکیب های ممکن، نمونه های خالص به آسانی قابل شناخت است.

منبع : http://iranianfuturist.com

ادامه نوشته

مدیر مهربان یا مدیر خشن؟  (چرا همدلی تاکتیک مدیریتی مهمی است؟ )

بسیاری از ما در زندگی حرفه‌ای‌مان قطعا با کارمندانی مواجه شده‌ایم که اشتباهات کوچک آنها به دردسرهایی عظیم تبدیل شده است.حال سوال اینجاست که اگر از کارمندی خطایی سر زد بهتر است چگونه واکنش نشان دهیم؟معمولا در چنین شرایطی به شدت احساس ناامیدی می‌کنیم و این کاملا طبیعی است، به‌ویژه اگر یک اشتباه جزئی پروژه‌ای عظیم را متوقف کند یا آسیب‌های ناشی از آن وجهه سازمان را زیر سوال ببرد.در این شرایط مدیران غالبا به شیوه‌ای کاملا سنتی عمل می‌کنند. آنها معمولا کارمند مربوطه را فرا می‌خوانند و او را سرزنش می‌کنند به این امید که متنبه شود و از اشتباهش درس بگیرد. البته به‌کارگیری این روش خالی از ضرورت نیست. اگر یک مدیر احساس نا امیدی خود را از آنچه رخ داده است ابراز کند، هم از میزان استرس و فشار او کاسته می‌شود و هم برای سایر کارکنان درس عبرتی خواهد شد تا مرتکب اشتباهات مشابه نشوند.اما همه مدیران این‌گونه عمل نمی‌کنند. برخی از مدیران ترجیح می‌دهند هنگام برخورد با یک کارمند خاطی، به جای سرزنش یا تنبیه، با او احساس همدردی کنند. البته این به آن معنا نیست که این مدیران از کارمند خود شاکی یا عصبانی نیستند. آنها نیز مانند هر مدیر دیگری ممکن است ناراحت یا خشمگین شوند اما تلاش می‌کنند بر خشم خود مسلط شوند و درباره کارمند خود عجولانه قضاوت نکنند. آنها سپس ابعاد بحران پیش آمده را بررسی می‌کنند. به باور این مدیران هر بحران، فرصتی است که می‌توان از آن درس گرفت.

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد- مورخ 01/10/94 مترجم مریم مرادخانی

ادامه نوشته