شکی نیست که برقراری عدالت مزدی و پرداخت دستمزدی عادلانه و مساوی در کارهای مشابه و با شرایط کار، یکی از آرزوهای دیرینه همه کارکنان و کارفرمایان است. یکی از شاخصه‌های وجود چنین تعادلی، شفافیت و مشخص بودن شرح وظایف، رده‌ها و پست‌های سازمانی و دامنه مسوولیت و اختیارات یکسان مشاغل سازمان‌ها است. هرچند پیشینه نظام طبقه‌بندی مشاغل در کشورمان به دهه 30شمسی می‌رسد، اما میزان بازنگری‌های صورت گرفته برای بهبود این نظام مدیریتی، طی 40 سال گذشته ناچیز بوده است. تا جایی‌که عوامل موثر بر رتبه کارکنان (در نظام طبقه‌بندی جاری در کشور)، میزان سابقه کار (تجربه) و تحصیلات کارکنان در نظر گرفته شده، حال آنکه ممکن است میزان تجربه (سابقه کار) اثر بخش و مفید نبوده باشد یا تحصیلات و آموزش‌های کارکنان نیز منجر به نتیجه نشده باشند، در این‌صورت میزان اثربخشی این دو عامل، نادیده گرفته خواهد شد.